سخنرانی جناب علی آموزگار در اولین سمینار نبضانه کارافرینی و استارت آپی در کشور

اولین رویداد نبضانه کارافرینی و استارت آپی در کشور

 

خلاصه سخنرانی جتاب علی آموزگار مدیرموسس تین 

بیست سال پیش استیو جابز گفت : هرکسی باید یاد بگیرید که چگونه با کامپیوتر برنامه نویسی کند چون یاد می گیرد که چطور فکر کند .

ما در دنیایی قرار داریم که علوم جدید بچه های مارا تغییر می دهد و ما باید در برابر این تغییرات انعطاف داشته باشیم .

 

زمانی بود که می گفتند هر فردی که کامپیوتر بلد نباشد بی سواد است . اما در حال حاضر کسی که بتواند با کامپیوتر کار کند باسواد نیست ، بلکه کسی که بتواند برای کامپیوتر و تجهیزات هوشمند متصل به اینترنت و شبکه کد نویسی کند و از طریق برنامه نویسی آن ها را هدایت کند با سواد است .

در آینده دانستن برنامه نویسی بسیار ضروری است و ابزار کار شخصی می شود . در آموزش برنامه نویسی دو قسمت وجود دارد ، ابتدا آموزش کد نویسی سپس حل مسئله که با هم تفاوت دارد . ما برای آموزش تفکر حل مسئله و مفهوم برنامه نویسی روشی را اجرا می کنیم که برای کودکان و نوجوانان جذاب باشد . و ضمن آموزش های فنی سعی در تربیت نیروی با اخلاق و متخصص داریم . هدف اصلی ما این است که هر فرد قبل از ورود به دانشگاه جایگاه خود را در فضای کار پیدا کند

 

متن کامل سخنرانی علی آموزگار :

 

سلام خسته نباشید خوب هستین اگه امکانش هست ی مقدار بیاین جلوتر بشینین گرچه هوا گرمه ممنون میشم ،خیلی خوش اومدین اولین رویداد نبضانه هست اولین بودن سخته ولی امیدوارم همیشه اولین باشین .

همون طور که فرمودند من علی آموزگار هستم به تازگی یک گروه تاسیس کردم به عنوان گروه آموزشی تین که کارش آموزش بازی سازی و برنامه نویسی به نوجوان ها و نونهالان می باشد.

من از ۱۲سالگی رفتم سرکار و پول درآوردم بچه کار نبودم ولی از اون موقع طعم استقلال رو چشیدم حتی سال دوم و سوم دبیرستان هم خرج تحصیل رو خودم دادم .

از زمان دبیرستان همیشه تو ذهنم بود که یک شرکتی برای خودم داشته باشم چون کودکی سختی داشتم که آدم ها بیاین توی شرکت بنده و استعداد و علاقه ای که دارند رو بهبود ببخشند رشد پیدا کنند و توی مسیر قرار بگیرن .

بزرگ تر شدم  وارد دانشگاه شدم و بطور جدی تری وارد فضای کار شدم همیشه به این فکر میکردم که این حجم از افراد، بیکاری که ما داریم بخاطر چیه؟ علتش چی میتونه باشه ؟ رکود اقتصادی و یا  وضعیت بد اقتصادی ؟ بخاطر چی می تونه باشه ؟

تحقیق کردم فکر و مطالعه کردم و اون چیزی که بهش رسیدم این بود :

علت اصلی بیکاری و وضعیت بد اقتصادی جامعه نبود کار نیست، بلکه نبود مهارت هست بخاطر اینهست  که آموزش ما با نیاز بازار کار و نیاز شرکت هامون تفاهم ندارد.  

خیلی خوب حالا که متوجه شدم مشکل ما نبود مهارته حالا چه راه حلی میتونم برای این مشکل پیدا کنم شروع کردم به تحقیق و مطالعه و در نهایت به این نتیجه رسیدم برای اینکه ما بخواهیم از این مشکل خارج بشیم و این بحران رو پشت سر بگذاریم باید بیایم و روی رده سنی پایه کار کنیم .

رده سنی نوجوانان و نونهال اما چرا؟

چون رده سنی کودکان مسیولیت کمتری دارند دغدغه ذهنیشون کمتره از همه می باشد، مهمتر اینکه سد های ذهنی کمتری دارند و آموزش پذیری بهتری دارند .

بودجه ای که صرف آموزش کودکان میشه نسبت به بزرگسالان خیلی کمتره من عقیدم بر مهارت های کامپیوتری بود علی الخصوص برنامه نویسی.

 اما چرا برنامه نویسی؟

زمانی بود که میگفتن هرکسی که کامپیوتر بلد نباشه بی سواده ولی الان دیگه هرکس که کامپیوتر بلد باشه صرفا باسواد نیست،  الان ما تو دوره پس ازسواد دیجیتالی هستیم هرکسی که بلد باشه برای کامپیوتر و تجهیزات هوشمند متصل به اینترنت و شبکه کدنویسی کنه و برنامه بسازه باسواده برای زمان حال و بخصوص زمان آینده .

بسیاری از شغل های ما و صنایع ما در جهان و کشور های توسعه یافته داره به سمت اتوماسیون شدن و ماشین های خودکار هدایت شده اند، شغل های مثل کشاورزی مثل صندوق داری مثل حسابداری مثل بحث امروزمون وکلا و مشاوره های حقوقی معلم ها مراقبت های بهداشتی بسیارشون وابسته برنامه نویسی خواهند شد و مستقیما با برنامه نویسی کار دارن، اما یک مسئله این وسط وجود داشت و اونم این بود که من از ۱۸سالگی شروع کردم به تدریس کردن از ریاضی و فیزیک شروع کردم چند سالی تو مدرسه یاد دادم بعد زبان انگلیسی و کنارشم مربی گری شنا که البته هنوزم ادامه میدم چون معتقدم ورزش خیلی به آدم انرژی میده و و هر انسانی رو شاد می‌کنه .

چیزی که من خودم از نزدیک دیدم و لمس کردم این بود که بچه های الان نوع ارائه درس مدرسه براشون هیچ جذابیتی نداره و پذیرای اون درس و مدرسه نیستن و نمیشه بهشون گفت بشین، ساکت باش، درس بخونید، حرف نزن،  شلوغ نکن، چون بچه ها دنبال هیجان هستند و باید فضایی وجود داشته باشه که بتونن هیجان خودشون رو تخلیه کنند. فضایی که بتونن اون استعداد ها و خلاقیت هاشون رو تجربه کنند. من تصورم بر این بود که برنامه نویسی چون یک فضای منطقی و یک فضای ریاضیاتی هست ممکنه برای بچه ها کسل کننده و خسته کننده باشه، یاد آور درس‌های مدرسشون باشه هرچند که خلاقیت بشدت در برنامه نویسی دخیله بخاطر همین دنبال محتوایی بودم که علاوه بر اینکه برای بچه ها جذاب باشه و هیجان داشته باشه براشون اون مهارت های هم که ما می‌خواهیم بتونیم در قالب محتوای جذاب بهشون یاد بدیم که برنامه نویسی چیه و مهارت های دیگه…

من شروع کردم تحقیق کردن در مورد اینکه چه محتوایی برای بچه ها جذاب تره و چیزی که بهش رسیدم این بود که هیچ چیز به اندازه بازی برای بچه ها جذاب نیست هم برای بچه ها و هم برای بزرگ تر ها.

نیچه یک جمله ای داره که خیلی جالبه میگه: مردانگی جدیتی است که ما در کودکی در زمان بازی داشتیم

بازی بخشی از زندگی بچه های ما شده موقع امتحان ها که میشه من دیدم پدر مادرها گوشی و تبلت رو از بچه ها میگیرن و کنسول های قدرت رو از دسترشون خارج می‌کنند به این هوا که بچه درسشو بخونه اون بچه میشینه پای کتاب ولی همچنان تو ذهنش داره بازی می‌کنه علوم جدید دائما داره بچه های مارو تغییر میده .

من تصمیم گرفتم که آموزش بازی سازی رو شروع کنم آموزش بازی برای کامپیوتر و گوشی های هوشمند. برای این کار رفتم دانشگاه شریف البته شاید فکر کنید من چرا نرفتم دانشکده کامپیوتر درصورتیکه رفتم اما بازی ساز پیدا نکردم از طریق دانشکده هوا فضا با یک فردی آشنا شدم و از طریق اون فرد ارتباط برقرار کردم با یکی از بازی سازهای ایران  جلسه گذاشتیم و صحبت کردیم و یک محتوا طراحی کردیم. سپس اولین دوره برگزار شد در اولین دوره من بصورت آزمایشی (برای هرکاری یک آزمون خطا بگیرم) کنارکلاس بازی سازی، کلاس برنامه نویسی هم گذاشتم که کمک کننده بازی سازی باشه چون یکی از بخش های مهم بازی سازی محسوب میشود.

کلا بازی ۳بخش داره: بخش هنری _طراحی و بخش فنی

که اون بخش فنی برمیگرده به برنامه نویسی، برای اینکه به بخش فنی کمک کنم،کلاس برنامه نویسی هم به بازی سازی اضافه کردم که مدرس کلاس خودم بودم میخواستم ببینم بازخورد بچه ها نسبت به برنامه نویسی چیه ؟

چیزی که من خودم دیدم این بود که برنامه نویسی هم برای بچه ها جذاب بود و جمله ای که اواخر دوره خودم از بچه ها شنیدم این بود که چقدر کار کردن با کامپیوتر جذابه . بشدت بچه ها دنیای کامپیوتر رو دوست دارن بخاطر همین در حال حاضر یک گروه تشکیل دادم که متشکل از بازی ساز و برنامه نویس هستن درکنار این دو من یک گروه متخصص روانشناس هم اضافه کردم روانشناس هایی که میتونن استعداد یابی کنند، چون به هرحال بازی برنامه نویسی بازی سختیه معمولا بچه های که یک مقدار درسشون از بقیه بچه ها بهتر هست به این سمت هدایت می شوند .و  اینکه همه بچه‌ها بتونن با هر رده سنی با هر ضریب هوشی و با هر فکری در کلاس ها شرکت کنند و مهارت های لازم رو یاد بگیرن .

بخاطر همین یک تیم متخصص روانشناس کنار محتوای برنامه نویسی گذاشتم تا علاوه بر اینکه یک محتوای فنی به بچه ها آموزش داده میشه از لحاظ فکری هم رو بچه ها کار بشه و در کنار مشاوران این اتفاق افتاد، و افتخار میکنم به بودنشون و من اعتقاد دارم که تمام چیزهایی که اطراف ما وجود داره و ما بهش میگیم زندگی، صرفا توسط افراد باهوش ساخته نشده.من اونقدر باهوش و نابغه نیستم که بتونم تمام این کارهارو تنهایی انجام بدم و تصمیم بگیرم.

هدف ما تو گروهمون این هست که آموزشی داشته باشیم که قبل از اینکه بچه ها وارد دانشگاه شوند مهارتی کسب کرده باشند، چون بسیار پیش اومده خود من یا  دوستانم کارشناسی و فوق لیسانس رو می‌گذرونیم و مدرک میگیریم، تازه به دنبال یاد گرفتن یک مهارت هستیم تا بتونیم وارد بازارکار بشیم. من می‌خوام اون مرحله زودتر اتفاق بیفته یعنی قبل از اینکه بچه ها وارد دانشگاه شوند مهارت رو یاد بگیرن،

ون مهارت مهارته فنی  و اخلاق حرفه ای هست، چون بیشتر تمرکز ما روی ارتباط هست. و از همه مهمتر ما می‌خواهیم یک تفکر به بچه ‌ها بدیم که در برنامه نویسی دوبخش داریم:کدنویسی و تفکر حل مسئله

اولین مرحله ای که در برنامه نویسی انجام میدیم کدنویسی هست ولی یک شخص با کدنویسی برنامه نویس نمیشه اون چیزی که برنامه نویس خوب رو از بقیه متمایز می‌کنه اینه که اون شخص تفکر حل مسئله داشته باشه .

بسیاری از مهارت هارو میشه در قالب برنامه نویسی به بچه ها یاد داد مثلا در برنامه نویسی میان چندین خط کد میزنن و با ERROR مواجه میشوند و باید برگردن اون خطاهارو جبران کنن و این موضوع که بچه ها با خطا مواجه میشن و برمیگردند که این خطاهارو جبران کنند، ناخودآگاه در زندگی اصلی شون تاثیر می گذارد، یاد میگیرن که وقتی با خطایی مواجه می شوند برگردند و براش راه حلی پیدا کنند و از خطای بوجود آمده نکنند.

برنامه نویسی بچه هارو نظام مند می‌کند و برنامه نوشتن به  برنامه ریزی در زندگی  کمک های زیادی می کند  و به شدت  مهارت های کامپیوتری و خلاقیت بچه ها پرورش پیدا می کند.

بعد از اینکه این گروه رو تشکیل دادم و چندین دوره برگزار شد و دوره رو امتحان کردم، یک نقطه ضعف دیگه ای در کشورمون وجود داشت و اون کار گروهی بود، بخاطر همین من کلا پایه و اساس آموزش ها بر مبنای  کارگروهی قرار داده شود.

یکی کار کارگاهی و یکی کار گروهی دیگه که در آموزش های استفاده کردیم، چون بچه ها نسبت به مسائل تئوری بشدت گارد میگیرند و خسته می شوند بخاطر همین کار گروهی را در کنار کار کارگاهی قرار دادیم .

کار گروهی به چه صورت ؟ به این صورت که بچه ها مثلا در بازی سازی گروه های ۳نفره هستن طراحی و فنی و هنری .

بچه ها وقتی با مشکلی برخورد می‌کنند دیگه معلم نمیره بالا سرشون مشکلشون رو حل کنه خودشون برای سوال هاشون جواب پیدا میکنند این موضوع باعث میشه بچه ها یاد بگیرن چگونه فکر کنند و چگونه مشکل خودشون رو برطرف نمایند.  از طرفی بچه ها بشدت از مباحث تئوری و آزمون های کتبی بیزار می باشند، مثل خود ما بخاطر همین تمام آزمون های ما البته آزمون نمیشه گفت همون چیزی که بچه ها براساسش  گواهی پایان دوره  میگیرند به صورت پروژه هست و باید تشریف بیاورند و بصورت گروهی کار پروژششون رو انجام بدن .

تو فضایی آموزشی که با بچه ها کار کردیم مسائل خیلی زیادی وجود دارد من معمولا کاری که میخواستم انجام بدم تحقیق میکردم و آزمایش میکردم و یک بار از بچه ها می خواهم که یک طرف یک کاغذ هدفشون رو بنویسن و طرف دیگه هرچیزی که بهشون اعتماد بنفس میده رو بنویسند، خوب هرکسی هدفی نوشت و شروع کردیم به خوندن هدف ها، هرکس از هدفی نوشته بود که البته بیشتر رویا داشتن تا هدف.

یکیشون نوشته بود که من عاشق دختر عمم هستم میخوام بهش برسم که من گفتم با پدرت صحبت کن کاری از دست من برنمیاد ، این جواب ها بخاطر اینه که بچه ها هنوز مفهوم هدف رو درک نکردن و نمی‌دونن هدف چیه ؟

اما نکته قابل توجه اینه که بچه ها و همه ما دوست داریم دیده بشیم مخصوصا الان تو فضای مجازی میبینیم که بچه ها بخصوص دهه ۸۰ پست و کامنت که قرار میدهند لایک می کنند و دنبال  فالو=بک میباشند.

این یعنی اینکه من می‌خوام دیده بشم حالا بجای اینکه بچه‌های ما براساس ظواهرشون دیده بشن کاری کنیم که براساس تواناییشون دیده بشن

یک اپلیکیشن و بازی ساختم که: من رو براساس تواناییم ببینید، کار کردن با این رده سنی خیلی سخته و خیلی حساسه و حتی خود من وقتی می‌خواستم این کارو انجام بدم میترسیدم وقتی قراره آدم ی کاری رو برای اولین بار انجام بده میترسه چون نمیدونه بعدش قراره چی اتفاق بیفته اما حتی اگه شکستم بخوری، شکست برات اون معنی گذشته رو نداره بنظر من شکست قدرتمند ترین ابزاری هست که آدم در دستش داره منتها قدرتش به این بستگی داره که چ جوری ازش استفاده کنید

من اولین دوره ای که برگزار کردم با ضرر مالی مواجه شدم اما تجربه ای که من در اون ضرر به دست آوردم تو هیچ کلاس و همایش و سمیناری نمیتونستم به دست بیارم

بسیاری از شرکت های بزرگ اپل گوگل مایکروسافت اومدن روی جذب مخاطب کودک سرمایه گذاری کردن اونا دوتا هدف دارن یکی اینکه می‌خوان مخاطب خودشونو داشته باشن در آینده و دوم اینکه به سهام داراشون تضمین بدن که سهامشون در آینده دچار فراز و نشیب نمیشه و شروع کردن اپلیکیشن هایی مثل اسکرایش از طرف دانشگاه ام آی تی اپلیکیشنی مثل سویفت برای اپل و الانم جدیدنا مایکروسافت مایکرافت رو بصورت اپلیکیشن بازی درآورده و خیلی از مفاهیم ریاضی و تاریخی و هنری را در قالب بازی وارد مدرسه کرده و به بچه یاد میده

سرتونو درد نیارم من هم جوونم و اول راه هستم هم بشدت پدر مادرم حمایتم کردن شما همتون از من بزرگ تر هستین .همیشه پدرم بهم میگه جوری زندگی کن که ارزششو داشته باشه کتابشو بنویسی و مادرم میگه جوری زندگی کن که وقتی ۴۰سالت شد بیان پیشت و ازت مشورت بگیرن

امیدوارم تو این مسیر بتونم درست حرکت کنم.من ی فلسفه تو زندگیم دارم و اینه که اطرافیانم باید موفق بشن تا من به موفقیت برسم و هرچه قدر اونا رشد کنند و به موفقیت برسن من هم بهمون میزان رشد خواهم کرد پس رشد کنید اوج بگیرید و موفق باشید

خیلی متشکرم از صحبت های جناب آقای آموزگار ایشون جوان هستن و سرشار از ایده های ناب و واقعا خوب صحبت کردن و استفاده کردیم

 

 

سخنرانان رویداد:

 

جناب مهدی صفایی کارآفرین برتر و مدیر هلدینگ کانسبت تشریفات

دکترسیدسجادموسوی بنیانگذار باشگاه نبض زندگی

جناب آقای وحید رجبلو استارت آپ توانیتو

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *