سخنرانی جناب آقای یاشار نراقی در اولین سمینار نبضانه کارافرینی و استارت آپی در کشور

اولین رویداد نبضانه کارافرینی و استارت آپی در کشور

 

سخنرانی جناب آقای یاشار نراقی

 

از آقای موسوی تشکر میکنم چون جمع کردن جوانها حول یک محور کار سختیه ی مقدار جو مملکت ما به جهت مسائل اقتصادی و حرکت به ازلحاظ فیزیکی به جهت مثبتی نیست

من یاشار نراقی هستم تخصصم بیزینس هست ولی چند سالی میشه که بعنوان سرمایه گذار و حامی برای استارتاپ ها فعالیت میکنم

آقای موسوی وقتی اومدن بامن صحبت کردن ازشون پرسیدم سطح کار در چ لولی قرار داره؟گفتن همه استارتاپی هستن.توقعم خیلی پایین تر از این بود ولی خوب خوشحالم که میبینم بحث استارتاپ فراتر از توقع من داره اتفاق می‌افته در یک جمع دوستانه

من هیچ وقت برای همایش هایی که میرم متن آماده نمیکنم همیشه متن آماده دارم و موضوعی دارم که مطمئنم بخش قابل توجهی از افرادی که اینجا حضور دارند نشنیدن

این جلسه رو میخوام با دوتا مطلب خدمتتون عرض کنم

 

یکی بحث ایده.چ اتفاقی داره تو دنیا میفته و ایران اوضاعش چطوره

بنظر من وظیفه یک معلم و استاد اینه که نسبت به آینده راه رو برای شاگرد یا شنونده روشن کنه

من تجربیات خودم را خیلی خلاصه بهتون بگم شاید بگین اولین گروهی که در ایران … کی بوده؟من ی کار کنسرسیومی و تعاونی انجام دادم به شکل واقعا استارتاپ در لول خیلی بالا مثلا با سرمایه ۱۵۰ملیون تومان

هیستوری من از اینجا شروع میشه الان کاری که داریم انجام میدیم اینه که ما یک بضاعتی داریم به اسم نیروی انسانی البته تمام دانشگاهی که خدمتتون عرض میکنم از دانشگاه صنعتی شریف تا آزاد ما نیرویی های داریم که از لحاظ… بسیار بالا اما از لحاظ مهارت در حد صفر

سال ۲۰۱۶ سازمان ملل و سازمان دبل اوکیو توانمندی و مهارت هارو تقسیم بندی کرد

گفت ما یک سری مهارت های پایه داریم مثل غذا خوردن رانندگی کردن چون شما برای انجام این کارها نیاز به تمرکز و فکر کردن ندارید (میدونید که ۹۳٪ از قند بدن شما را مغز میسوزونه و کل اقشار شما ۷٪ است) پس به این نوع مهارت ها میگیم اسکیپس

و ی مرحله بالاتر داریم به نام اسکیپ اینا فرایند های پیشرفته ای هستند که شما فرایند های  پیشرفته ای انجام میدین اما محیط کنترل شدس مثل ی مهندس نرم افزار

مثلا سایت دیجی کالا یا سایت شتاب دهنده مارو اگه برین ببینین همه چی حساب شدس اتفاق غیرقابل پیش‌بینی میفته ولی همه چی تو یک فضای پیش بینی شدس

ب این میگن کامپیتنس

کسی که این مهارت هارو انجام میده مثل فضانوردان و خلبان ها بهشون میگن ‌…..

میدونید که صنایع هوایی در ارنده بینظیره یعنی هر اتفاقی که در صنایع هوایی میفته این اتفاق بفاصله ۱تا ۳ماه …..

الان مثلا اگه شما ۱۰سفر به امارت در فاصله ۲سال برین مطمئن باشید اگر خوب فالو کنید متوجه می‌شوید که حرکت و قرار گرفتن جای مهمان دارها راه رفتن و حتی ادبیات مهمان دار ها هر سری عوض میشه این براساس یک سری تجربه ی دزدی و سرقت یا سقوط بلافاصله کیس استادی شده ‌….

نوآوری و کارآفرینی باید …. باشه یعنی قابلیت …. داشته باشه

اونوقت ما میشینیم خونه دیجی کالا رو نگاه میکنیم یا تو اینترنت میچرخیم میگیم این چ کار راحتیه منم میام تو ایران ی استارتاپ مینویسم ی نرم افزار براش درست میکنم و منم میشم ی نوآور

درصورتیکه اصلا اینجوری نیست

بزرگترین انحراف هم از معاونت علمی فناوری ریاست جمهوری شروع شد که به شما علنا این امکان رو میده که ی طرح خارجی رو کپی کنید ‌و بیارین تو ایران عمومیش کنید و بگین من نوآوری انجام دادم برای همینه که استارتاپ هامون مثل … تپسی بلافاصله … محصولشون هنوز به چرخه نرسیده دان میشه الان مثلا اسنپ جواب نداده بیش از ۱۳۰میلیارد تومان هزینه کرده ولی هنوز بازگشتی نداشته چون اوبر رو کپی کرده منطق حاکم بر اون رو درک نکرده و فقط ی کپی برداری بدون فکر انجام شده که ایرانسل هم گفت من پول مفت نمیدم

الان چند درصد اگه بخوایم جمع بگیریم از اسنپ راضی هستین؟

اکثرا جواب دادن راضی هستیم

فکر میکنید چند درصد شرایطش نسبت به گذشته بهبود پیدا کرده؟

جواب:بهبودی نداشته مثلا شما اگر در شرایط خاصی باشین مثل هوای بارانی یا ماه رمضان نزدیک به افطار امکان سرویس دهی خیلی کاهش پیدا می‌کند پس استارتاپی که باید ۴۰٪ افزایش داشته باشه فقط ۵٪ داره بنابراین اون استارتاپ شکست خورده و به هدفش نرسیده

در حوزه فناوری آیتی هم آنقدر عمر محصول طولانی نیست که شما توقع داشته باشید اسنپ بعد از ۳سال خودشو اصلاح کنه و من نویدشو ب شما میدم که تاکسی یاب کاملا معایب اسنپ رو میدونه و مشکلات رو برطرف می‌کنه و پیشرفت می‌کنه

سوال:پس نتیجه میگیریم تاکسی باب هم کپی هست؟

جواب: نه تاکسی یاب مبنای جی پی اس یعنی اطلاعاتشو از سازمان نقشه جغرافیایی ما گرفته و از گوگل نگرفته البته الان کلا فیلتر شده

و اومده ی کار جدید انجام داده ولی بنچ مارکه نوآوری نیس اینو چرا گفتم بهتون چون میبینیم فردی ی طرح و ایده داره و فکر میکنه این طرحش الان ۲ملیون دلار می ارزه ولی گراهام. میگه حداکثر و ۱۰٪ کار ایده هست و ۲۷٪ استراتژیک پلن شماست و ۲۴٪ مینکورشیپ شماس اینکه چ منتوری میاد کنار شما قرار بگیره و چ کسی میخواد شمارو وارد بازار کنه و لید کنه

ما نوآوری هامون همه منفعله از ذهن من ی ایده تراوش می‌کنه.خوب هر ایده ای درذات خوبه اما ایده زمانی برای شما ارزش پیدا می‌کنه که تبدیل به پول بشه

ما در نوآوری و استارتاپ میگیم یا یک ارزش جدید ایجاد کند و یا به یک نیاز قدیمی یک جواب جدید بدهد

 

سوال وانشجو:پس لزوما کپی کردن ایرادی نداره؟

جواب استاد:کپی اصلا ایراد نداره

سوال:پس چرا شما اولش گفتین اشتباه ریاست جمهوری این بوده که کپی برداری رو آزاد کرده؟

جواب:ریاست جمهوری با شما فرق داره.ریاست جمهوری کارش نهادینه کردن صندوق نوآوری و شکوفایی هست نه صندوق کپی برداری.

سوال:اما ریاست جمهوری داره کار آفرینی می‌کنه

جواب استاد:نه بحث کارآفرینی نیس اتفاقا بیش از ۸۷٪ از پروژه های صندوق ورشکست شدن و ۸۷٪ نوابغ مارو تبدیل کرده به ….

شاگرد:کاری ندارم به این موضوع ولی چیز بدی نیس مثل دیجی کالا مثل تخفیفان

استاد: نه تحریر خوب ی زمان برای من و شماس و ی زمان برای مملکت. صندوق نوآوری و شکوفایی به شما اجازه میده که یک چیزی رو کپی کنی از دولت پول بگیرین و به مردم خدمات بدین ولی به این فکر نمیکنه که اگه خدمات شما موفق نبود و کسی اومد ی عدد بدیهی ایجاد کرد چقدر برای شما حق محفوظه اگر قرار بود محفوظ باشه بامیلا از دیجی کالا متولد نمیشد

الان شما اگه کل خدمات جی پی اس در دنیا رو سرچ کنین ۴تاس :گوگل یا ویز یا یاندکس یا … که خود ویز هم داره از گوگل استفاده می‌کنه

این نوآوری میشه اما شما الان چند مورد در کنار دیجی کالا دیجیتا کالا و غیره میبینید که این نطفه نادرست است

کسی که ی ایده داره  توقعش بالاس میشینه کنار ما و میگه من یک ایده ای دارم منم تایید میکنم و حرفشو می‌شنوم بعد ازش میپرسم که چقدر از این فضا اطلاع داری مثلا اگه فضای تخصصی خودم باشه تقریبا میتونم بگم افق تجاریش صفره و هیچ مطالعه ای انجام نداده اصلا جایی وجود نداره که ایده شمارو مورد وارسی قرار بده که مثلا بگه این ایده به لحاظ اقتصادی قابلیت اجرا و توسعه داره یا نداره و این کارو باید مراکز کار آفرینی دانشگاه ها انجام بدن یعنی دانشگاه ها بعنوان منتور اصلی باید استاد رو بیاره تا به دانشجو بگه کجا بره

اگر دانشجو دکترای آیتی هست و میخواد در حوزه آیتی تز دکترا بده در چ حوزه ای بده یعنی ی مرکز مطالعات وجود داره و اون به شما میگه کجا تزتو ثبت کن

خوب ما الان اینو که تو ایران نداریم حالا چ اتفاقی میوفته؟مثل قیف وارونه موج عظیمی از ابتکارات و نوآوری ها میاد درحالی که خروجی فردی نشسته که فقط منافع اقتصادی و چرخه عمر محصول و نوع بیزینس و اینکه چقدر براش منفعت داره رو نگاه می‌کنه این کامفیدنت باعث شده که ما نه نوآوری خوب و موفق و چشم گیری داشته باشیم و نه نوآوری که راضی باشه از بیزینس و نه بیزینسی که از نوآور رضایت داشته باشه این حلقه مفقودش اینجاس که قبل اینکه ایده شما وارد  مرحله مدلینگ و سرمایه گذاری مالی و ذهنی و زمانی که گرانبهاتر ازهمشونه بشه هیچ منتوری کنار شما قرار نگرفته که شمارو راهنمایی کنه چون اساتید بالاخره ی مقدار بیشتر از دانشجویان اطلاع و تجربه دارن و فرصت بیشتری برای کسب اطلاعات و تجربیات داشتن وگرنه از لحاظ ضریب هوشی که تفاوتی ندارند

ما این کار رو در دانشگاه آزاد برای اولین بار انجام دادیم الان دانشجوهای فوق لیسانس و دکترا دیگه حق ندارن بدون نظر ما بعنوان ی شتاب دهنده تجاری موضوع انتخاب کنند حتما دانشکدش می‌فرسته پیش ما و نظرمونو می‌خوان

دانشجو:آخه اکثر بیزینس هایی که الان شتاب دهنده ها دارن باهاشون کار میکنن راضی نیستن مثلا تخفیفان

استاد:وقتی میگین ویسی …. اصلا دنبال سود نیست بلکه بعنوان یک فرشته و کسی که این ریسک رو میپذیره (اتفاقا تصویر  بدی تو ذهن همه هست از استارتاپ که همه فکر میکنن حتما باید موفق باشه بلکه اینا قراره ۱۰٪ موفق بشن)بحث ما بحث اینوسمنته بحث ما …. اتفاقا ما تو ایران نیاید به سمت سرمایه خطرپذیر بریم بدلیل اینکه مبانی اقتصادی ما مبانی ریسک پذیری نیست

 

ما اومدیم از سر منشا کار شروع کردیم هیچ محدودیتی وجود نداره و هرکسی می‌تونه بیاد طرح و ایدشو اونجا ثبت کنه مثلا ما الان با بیمه پاسارگاد ۱سال ارتباط داریم تا بیمه نوآوری راه بندازیم

یعنی هرکسی هر ایده ای که به ذهنش رسید بجای اینکه بره سازمان ثبت این ایدشو ثبت کنه و یک فرایند ۶ماهه طی کنه و ۶۰۰تومن هزینه کنه تازه اگر ایدش خوب بود بگن فرد دیگه ای این ایده رو ثبت کرده و شما صالح نیستی بجای این کار بلافاصله ایدش رو ثبت کنه و براساس حرفش ی کد بگیره که این کد بهش ضمانت بده ….

دومین کار بحث مینکورشیپه که شما میاین داخل فضای ما که در بنیاد باشگاه پژوهشگران دانشگاه آزاده ایدتو ثبت میکنی بهت کد میده و هیچ کس حق بهره برداری ازش نداره چون ما ۱۰سال قبل از بنیاد نخبگان ثبت شدیم و اساسنامه ما بسیار پیشرفته تر و هوشمند تر از بنیاد نخبگان است و کاملا خصوصیه است و کسی بابت این کار ب شما وام یا پول بلاعوض نمیده و براساس سرمایه اینوست میشه روی پروژه شما

دوتا نکته در تکمیل مسائل فروش : بحث از نونومارگتینگ شد . بازاریابی و فروش بسیار متفاوته حتما از مشاورین فروش استفاده کنین استارتاپ یعنی همه باهم مشاوره داشته باشیم نه ی نفر حرف بزنه و شما بشینین گوش بدین و باهم آشنا بشین و تبادل اطلاعات کنین

همیشه باید یادداشت بردارین فقط شنیدن کافی نیست استاد من همیشه می‌گفت ی مداد کمرنگ بهتر از یک جلد پر رنگه

حتما از آقای موسوی مشاوره بگیرین و حتما فضای بازاریابی و مارکتینگ جدا از فضای فروش باشه اتفاقا ما در استارتاپ ها ب هیچ کدوم از متولوژیک های رایج فروش نیاز نداریم … حتما از فضای دیجیتال مارکتینگ استفاده کنید و قوانین حاکم بر دیجیتال مارکتینگ رو حتما بدونید این موضوع خیلی اهمیت داره حتی برنامه روبیکا هم مشکل داره چون شما نمیتونین خارج از ایران ازش استفاده کنید درواقع یک فضای درآمدی هست نه یک فضای نوآوری چون از فضای درآمدی دولت استفاده میکنن و چیزی به عنوان پترن ندارن

۹۰٪ استارتاپ ها وقتی به مرحله بلوغ می‌رسند متوجه میشن کار از پایه ایراد داشته یعنی فرد نیومده از نیاز نوآوری ایجاد کنه بلکه ی چیزی به ذهن خودش رسیده

نوآوری اگر ندارید حتما کتاب کارمانگارو در مورد زندگی استیو جابز رو بخونید چون ایشون کاملا برعکس روش الان کار میکنن و کار این کتاب آنالیز شخصیت های موفق آمریکاس.حتما کتاب رو هدف دار بخونید و با ذره بین انتخاب کنید

صدای استیو جابز رو که در حال مکالمه با مشاور ارشدش بود در دانشگاه هاروارد به دلایل امنیتی  ضبط کردن من تیکه صوتیش رو‌ شنیدم که داشت به مشاورش می‌گفت داری به چی فکر می‌کنی و اون جواب داد من دارم به این فکر میکنم که ۶۰ساله سایز جیب شلوار ها عوض نشده

پس میبینیم وقتی ی نفر نابغه میشه دلیل داره و از خونه نشستن و خوردن به اینجا نرسیده

مثلا استیو جابز در طول عمرش بیشتر از۳روز پشت هم تلویزیون ندیده.و مثلا داشت به این فکر میکرد که گوشی اپل سایزی باشه که به همه جیب ها بخوره.حتما زندگی این افراد را حساب شده و متمرکز بخونید داستانی نخوانید

دوم بحث دی ان منشنه که این کتاب بسیار عالیه ولی هنوز ترجمه نشده و به همین زبان باید بخونین و دقیقا ادبیات نوآوری رو در چند فرمول خلاصه کرده و با این میتونیم تمام نوابغ دنیارو میتونین با این چنتا اسکیپ طبقه بندی کنید

امروز ما دیگه نمیتونیم کلیات و مقدمات کتاب رو بخونیم من همیشه کتاب رو از آخر میخونم چون میدونم داره کلی مقدمه میچینه تا حرفشو آخر بزنه بنابراین شما باید کتاب هارو از آخر بخونید نه از اول مخصوصا شمایی که اصلا فرصت ندارید یعنی در حوزه نوآوری و دیجیتال همین الانم دیره

ما ی طرحی داریم بنام اپسل

دوست عزیزمون ایران جزوه که این اپ رو راه اندازی کردن که این قابلیت رو به شما میده تا بتونین کمتر از۴۸ ساعت در سایت ماژوله ی اسنپ بسازین

که تا ۱ ماه اینده توسط ریاست جمهوری رونمایی میشه و دیگه کسی نمیتونه بگه من پول نداشتم و نمیتونستم ۶ماه وقت بذارم و ی برنامه نویس حرفه ای بشم بلکه ی فرد کاملا ابتدایی فقط ی مقدار از مبانی اولیه بدونه وارد اپلیکیشن بشه ی اکانت خریداری کنه شروع کنه اپشو بلافاصله تو گوگل سل یا کافه بازار لانچ میشه

پس عرضم این شد که حتما کتاب های هدفمند بخونید در بازاریابی فروش و نوآوری رو فراموش نکنید.ما بیش از ۸روش استراکشر متالورژی فروش در جامعه داریم و کلی روش مارکتینگ که هیچ کس نمیدونه کی ب دنیا اومده و کی قراره به بلوغ برسه

من از بحث های نونومارگتینگ فقط ی نمونه کوچیک ب شما بگم که آزمایشگاهی هست در آمریکا که اگر همین الان به شما ویزا بدن میتونین برین بعنوان توریست اونجارو ببینین  پریزدنت آمریکا باید حتما بدون اینکه وسیله الکترونیکی ای همراهتون باشه برین و با لباس مخصوص

این فروشگاه خروجیش اینه که  دختران جوان آمریکایی بین ۱۸تا ۲۳سال وقتی وارد فروشگاه بانمارک میشن اول بستنی سفید از صندوق سمت راست برمیدارن تقریبا ۱۸٪ دختران آمریکایی یک همچین اماری رو به شما میده

ما توی دنیایی داریم زندگی میکنیم که هر روز این …. داره تغییر میکنه چون هر روز مدیر عوض میشه

با ی مثال کوچیک بحثو تمام میکنم من در یکی از فرودگاه های خارج از ایران بودم وقتی زمان نماز خوندن شد اماده شدم برای وضو و داشتم به سمت سرویس بهداشتی می‌رفتم که پلیس اومد منو گرفت در شرایط خیلی بدی بودم چون یکی از دوستان دعوتم کرده بود  و خلاصه منو گرفتن و بردن و با وساطت آزاد شدم وقتی آزاد شدم از پلیس پرسیدم به چ دلیلی منو گرفتین؟گفتن دوربین های ما شمارو تحت نظر داشتن و  دیدن داشتی می رفتی وضو بگیری و ۹۰٪ انفجار های انتحاری که اینجا انجام گرفته شخص قبلش وضو گرفته و نماز خونده.

پس همین موضوع تفاوت ما با دنیاس و در علم فناوری هم ب همین صورته خیلی براتون مشتبه نشه که ایده ای که ب ذهنتون رسیده قراره کل دنیارو متحول کنه اصلا از این خبرا نیس منی که تو این کار هستم باور کنین ب فکرمم نمی‌رسید اونها تمام الگوریتم رفتاری آدم هارو تحت نظر میگیرن و با جنسیت هم کاری ندارن و اینکه شما از کدوم کشور اومدین

شما اگه برین تمام شتاب دهنده های معروف دنیارو ببینین هیچ پروتکل ثبت شده ای وجود نداره چون اگه وجود داشت دیگه نوآوری معنی نداشت! موفق باشید

 

رزومه ای از جناب آقای نراقی :

ریاست مجموعه شتاب دهنده شتاب بر دانشگاه آزاد اسلامی باشگاه پژوهش گران جوان و نخبگان

مدیرعامل شرکت ایستاتیس مداوا

عضو هیئت مدیره شرکت پردیس پاسارگاد و فناوران هیوا و مشاور عالی از وزارت بهداشت

 

سخنرانان رویداد:

 

جناب مهدی صفایی کارآفرین برتر و مدیر هلدینگ کانسبت تشریفات

دکترسیدسجادموسوی بنیانگذار باشگاه نبض زندگی

جناب آقای وحید رجبلو استارت آپ توانیتو

 

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *